امتياز عليخان العرشي

121

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى )

مولى محمد صالح مازندارانى و مولى حسنعلى شوشترى و ديگران كه هيجده تن آنها در مستدرك ياد شده است درس خوانده يا از آنها روايت و اجازه دارد . شاگردانش به بيش از هزار مى رسند و چهل و شش تن آنها را نورى در مستدرك نام برده است . مجلسى 13 كتاب به زبان عربى نوشت و 53 كتاب به زبان فارسى دارد كه در آنها متن بسيارى از خبرهاى شيعى را به فارسى در آورد و توانست مذهب تشيع را در دسترس همهء مردم قرار بدهد . و شاهكار كتابهاى او همين بحار الانوار است كه در آن علاوه بر اخبار اصول اربعهء شيعى آنچه از اصلهاى چهارصدگانه به دستش رسيد در آن گذارده است . مجلسى با امكانات فراوانى كه داشت در هر كجا كتابى سراغ مى گرفت به تحصيل آن همت مى گماشت . روش كار وى چنين بود كه رءوس مطالب را به شاگردان خود مى داد تا آيات و روايات در آن باب را به ترتيب بنويسند و شاگردان نيز همين كردند و در زير آن قسمت را سفيد مى گذاشتند تا چنانچه مولى تحقيق و يا نظرى دارد در زير آن بنويسد و گاه مى شد كه مجلسى در زير آن آيه و يا خبر چيزى نمى نوشت زيرا نياز بدان نبود . و بدين گونه بوده است كمك شاگردان در تأليف به استاد ، البته اين روش نه در همه جا و نه در همهء كتابها بوده است . براى بحار به جز سفينة البحار فهرستهاى ديگرى در الذريعة ياد شده است . بحار در ايران با چاپ سنگى و سربى چاپ شده است . براى اطلاع از چاپهاى بحار رجوع كنيد به فهرست كتابهاى عربى تأليف مرحوم خان بابا مشار . و نيز رجوع كنيد به : فهرست كتابخانهء اهدايى مرحوم مشكوة به دانشگاه تهران به همت آقاى دانش پژوه 3 1133 . 23 - البصائر و الذخائر يا بصائر القدماء و بشائر الحكماء ( رامپور ، خطى ) : تأليف على بن عباس توحيدى ، اصلا شيرازى يا نيشابورى يا واسطى يا بغدادى است . بعضى او را به زندقه نسبت داده‌اند . و در خريدة القصر او را كذاب و قليل الدين توصيف كرده است . صاحب بن عباد قصد جان او كرد . وى فرار نمود و تا دم واپسين در خفا بسر مى برد . ياقوت در معجم الادباء گويد ابو حيان متفنن در همهء علوم بود ، از : نحو ، لغت ، شعر ، ادب ، فقه ، كلام ( بر مذهب معتزله ) و شيخ صوفيه و فيلسوف ادبا و امام بلغا بود . وقتى به شهر رى رفت معاشرت ابو الفضل بن العميد و صاحب بن عباد را نپسنديد و در مثالب آن دو كتابى نوشت . وفات او در سال 380 ه . ق بوده و بعضى 360 ه . و بنا به قراينى تا سال 373 ه . زنده بوده است و محتملا تا 400 ه . نيز زنده بوده و بيش از هشتاد سال زندگى كرد . در نسبت توحيدى گويند كه منسوب به حرفهء جد اوست كه نوعى خرما بدين نام مى فروخته و يا كتابى به نام التذكرة التوحيدية نوشته و يا نسبت به اهل عدل و توحيد است . او را كتابهاى بسيار است از جمله : الصداقة و الصديق ، كتاب مثالب الوزيرين ، المقابسات ، رياض العارفين ، و حاجى خليفه دو كتاب ديگر به نام الاقناع و ديگر بصائر القدما و بشائر الحكماء بوى نسبت داده است و شايد الاقناع همان الامتاع و بصائر القدماء همان بصائر و ذخائر باشد . اين كتاب توسط احمد احمد ، سيد احمد الصقر در مطبعة لجنة التأليف و الترجمه و النشر در مصر به سال 1373 - 1953 م . در 303 صفحه به قطع وزيرى چاپ شده است . مؤلف در اين كتاب آنچه را كه خوانده است و يا به روايت شنيده است گردآورى نموده و از سال 350 ه . ق تا 365 ه . ق دست اندركار جمع آورى آن بوده است .